مهتاب

به وبلاگ شخصي حامد آل عصفور خوش آمديد

پرنده

+ نوشته شده در  جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ساعت 11:37  توسط حامد آل عصفور  | 

اشکال درباز شدن عکسها

به علت وجود مشکل در سایتی که عکسهارو آپلود کردم، موقتا بعضی از عکسها باز نمیشه.به زودی اصلاح می کنم.
+ نوشته شده در  جمعه سی ام خرداد ۱۳۹۳ساعت 13:25  توسط حامد آل عصفور  | 

دریاچه زیبای اوان ، الموت (Ovan Lake)

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم خرداد ۱۳۹۳ساعت 1:6  توسط حامد آل عصفور  | 

بنیاد کودک

+ نوشته شده در  شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۳ساعت 11:26  توسط حامد آل عصفور  | 

زعفران

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۲ساعت 11:8  توسط حامد آل عصفور  | 

عکسهایی از طبیعت فسا



برچسب‌ها: فسا, روستای رونیز
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر ۱۳۹۲ساعت 11:38  توسط حامد آل عصفور  | 

روستای اندج



 


برچسب‌ها: الموت, روستای اندج
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۲ساعت 16:17  توسط حامد آل عصفور  | 

سلامی دوباره .....

سلامی دوباره .....

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۲ساعت 23:17  توسط حامد آل عصفور  | 

کوچه

 

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق دیوانه كه بودم.
 

در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید

باغ صد خاطره خندید،

عطر صد خاطره پیچید:
 

یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
 

تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.

من همه، محو تماشای نگاهت.
 

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشۀ ماه فروریخته در آب

شاخه‌ها  دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

 

یادم آید، تو به من گفتی:

ـ «از این عشق حذر كن!

لحظه‌ای چند بر این آب نظر كن،

آب، آیینۀ عشق گذران است،

تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است،

باش فردا، كه دلت با دگران است!

تا فراموش كنی، چندی از این شهر سفر كن!»

 

با تو گفتم:‌ «حذر از عشق!؟ - ندانم

سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،

نتوانم!

 

روز اول، كه دل من به تمنای تو پر زد،
چون كبوتر، لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم . . .»

باز گفتم كه : «تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم، نتوانم!»

 

اشكی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب، نالۀ تلخی زد و بگریخت . . .

 

اشک در چشم تو لرزید،

ماه بر عشق تو خندید!

 

یادم آید كه: دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه كشیدم.

نگسستم، نرمیدم.

 

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،

نه کُنی دیگر از آن كوچه گذر هم . . .


بی تو، اما، به چه حالی من از آن كوچه گذشتم!

فریدون مشیری
از مجموعۀ «ابر و کوچه»

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۱ساعت 0:37  توسط حامد آل عصفور  | 

جام اگر بشکست ؟

جام اگر بشکست ؟

 

زندگی در چشم من شبهای بی مهتاب را ماند

شعر من نیلوفر پژمرده در مرداب را ماند

 

ابر بی باران اندوهم - خار خشک سینه کوهم

سالها رفته است کز هر آرزو خالی است  آغوشم

 

نغمه پرداز جمال عشق بودم - آه -

حالیا خاموش خاموشم

یاد از خاطر فراموشم!

 

روز چون گل می شکوفد بر فراز کوه

عصر پرپر می شود این نو شکفته - در سکوت دشت -

روزها این گونه پرپر گشت...

 

لحظه های بی شکیب عمر

چون پرستوهای بی آرام در پرواز

رهروان را چشم حسرت باز

 

......اینک اینجا شعر و ساز و باده آماده است!
من - که جام هستیم از اشک لبریز است- می پرسم :

در پناه باده باید رنج دوران را ز خاطر برد ؟
با فریب شعر باید زندگی را رنگ دیگر داد ؟
در نوای ساز باید ناله های روح را گم کرد ؟

ناله من میتراود از در و دیوار
آسمان - اما - سراپا گوش و خاموش است !


همزبانی نیست تا گویم به زاری- ایدریغ -
دیگرم مستی نمیبخشد شراب!
جام من خالی شد است از شعر ناب!
ساز من : فریادهای بی جواب!!

.......همچنان در ظلمت شبهای بی مهتاب،
همچنان پژمرده در پهنای این مرداب،
همچنان لبریز از اندوه میپرسم :

جام اگر بشکست؟!!
ساز اگر بگسست؟!

شعر اگر دیگر به دل ننشست ....؟!!!
                                                       (فریدون مشیری)




+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند ۱۳۸۹ساعت 0:49  توسط حامد آل عصفور  | 

کوچه مهتاب

شاعر از کوچه مهتاب گذشت

                    لیک شعری نسرود

                               نه که معشوقه نداشت

                                        نه که سرگشته نبود

                                                 سال ها بود دگر

                                                        کوچه مهتاب خیابان شده بود




 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اسفند ۱۳۸۹ساعت 18:23  توسط حامد آل عصفور  | 

شرح پریشانی

دوستان، شرح پریشانی من گوش کنید / داستان غم پنهانی من گوش کنید

قصه ی بی سر و سامانی من گوش کنید / گفت و گوی من و حیرانی من گوش کنید




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اسفند ۱۳۸۹ساعت 18:35  توسط حامد آل عصفور  | 

شعر امروز

                   

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تورا / خبر از سرزنش خار جفا نیست تورا

رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست تورا / التفاتی به اسیران بلا نیست تو را


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اسفند ۱۳۸۹ساعت 18:17  توسط حامد آل عصفور  | 

تصاویر فسا از ماهواره

+ نوشته شده در  شنبه هفتم فروردین ۱۳۸۹ساعت 17:14  توسط حامد آل عصفور  | 

نسخه پیچی گیاهان دارویی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۸۸ساعت 18:29  توسط حامد آل عصفور 

گياهان دارويي

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر ۱۳۸۸ساعت 1:14  توسط حامد آل عصفور 

آیا می دانید که :

یک گالن روغن سوخته ، می‌تواند تقریبا یک میلیون گالن آب تمیز را آلوده کند

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۸۸ساعت 12:48  توسط حامد آل عصفور